در دنیای به هم پیوسته اقتصاد امروز، تغییر در مسیر یک کشتی میتواند معادلات یک صنعت بزرگ را به کلی دگرگون کند. سال ۲۰۲۶ میلادی برای بازار فولاد، سالیست که در آن مدیریت ریسکهای لجستیکی اهمیت بیشتری از نوسانات قیمت سنگآهن و قراضه پیدا کرده است. در این مقاله به بررسی تاثیرات ژئوپلیتیک بر قیمت فولاد و چالشهای جدیدِ بارهای دپو شده میپردازیم.
جهشهای لجستیکی: زمانی که حملونقل از تولید گرانتر شد
در اوج تنشهای سهماهه اول ۲۰۲۶، زنجیره تامین جهانی با یک شوک بیسابقه روبهرو شد. با بروز اختلالات در مسیرهای کلیدی مانند تنگه هرمز، دریای سرخ و مدیترانه، سهم هزینه حملونقل از قیمت تمامشده مقاطع ساختمانی و میلگرد به ناگهان از بازه ۵ تا ۱۰ درصد به بیش از ۲۰ درصد (و در برخی مقاطع تا ۳۰ درصد) افزایش یافت.
بررسی نوسانات منطقهای در اوج بحران:
- بازار اروپا: شاهد جهش سنگین ۸۰ تا ۱۲۰ دلاری در هر تن بودیم. دلیل اصلی این صعود، اجبار کشتیها به تغییر مسیر و دور زدن آفریقا (دماغه امید نیک) و رشد سرسامآور حق بیمههای جنگی بود.
- بازار خاورمیانه: به دلیل نزدیکی به کانونهای تنش و ناامنی در تنگه هرمز، قیمتها بین ۷۰ تا ۹۰ دلار به ازای هر تن افزایش یافت.
- چین (صادراتی): در بازارهای صادراتی چین، شاهد نوسان ۳۰ تا ۵۰ دلاری بودیم. چین برای حفظ سهم بازار خود، بخشی از هزینهها را در حاشیه سود کارخانهها جذب کرد، اما خریداران نهایی همچنان فشار قیمتهای تحویلی را احساس کردند.
لغو محاصره؛ آغاز عصر اصلاح قیمتها
با توافقات اخیر و باز شدن تدریجی گرههای دریایی، بازار در حال تجربه یک روند اصلاحی است. دو عامل اصلی در این تغییر مسیر نقش ایفا میکنند:
- ترکیدن حباب کرایهها: هزینههای بیمه و حملونقل دریایی به سرعت در حال بازگشت به سطوح عادی است.
- سرازیر شدن موجودیها: محمولههایی که ماهها در بنادر یا در طول مسیر معطل مانده بودند، اکنون در حال ترخیص هستند که باعث ایجاد یک شوکِ عرضه در بازارهای مقصد شده است.
پارادوکس دموراژ: چالش بارهای تاخیری
با وجود روند کاهشی کرایهها، ورود بارهای تاخیری به بازار با یک پارادوکس پیچیده همراه است. فروشندگانی که محمولههای آنها در دوران محاصره رسوب کرده بود، اکنون با صورتحسابهای سنگین انبارداری و دموراژ (جریمه معطلی کشتی و کانتینر) مواجه هستند.
این هزینههای پنهان باعث شده است که با وجود افزایش عرضه، فروشندگان توانایی عرضه کالا زیر قیمت تمامشده واقعی را نداشته باشند. در واقع، ما با دو نیروی متضاد در بازار روبهرو هستیم:
- فشار عرضه: تمایل به کاهش قیمت به دلیل بازگشت مسیرهای دریایی.
- مقاومت هزینه تمامشده: فشار فروشندگان برای جبران هزینههای دموراژ و انبارداری.
استراتژی پیشنهادی برای فعالان بازار
با فروکش کردن التهابات لجستیکی، بازار فولاد دوباره با واقعیت «تقاضای ضعیف جهانی» روبهرو شده است. برای مدیران خرید و سرمایهگذاران در این دوره انتقالی، نکات زیر حائز اهمیت است:
- محاسبه دقیق هزینههای پنهان: هنگام خرید بارهای وارداتی، حتماً وزن هزینههای دموراژ و انبارداری را در قیمت تمامشده لحاظ کنید.
- پایش مداوم ژئوپلیتیک: رصد اخبار امنیتی مناطق استراتژیک (مانند تنگه هرمز) اکنون بخشی جداییناپذیر از تحلیل بازار آهن است.
- خرید هوشمندانه: با توجه به مازاد عرضه جهانی، عجله در خرید احتیاطی دیگر توصیه نمیشود؛ مگر اینکه هزینههای لجستیکی به ثبات کامل رسیده باشند.